تبلیغات
آموزش زبان عربی برای درك مفاهیم قران كریم - طریقه تجزیه اسم

آموزش زبان عربی برای درك مفاهیم قران كریم

طریقه تجزیه اسم

چهارشنبه 14 بهمن 1388

تجزیه

برای تشخیص اسم از فعل و فعل از اسم دو راه وجود دارد:

1_ از راه شناختن علامتهای اسم و فعل

2_ از راه تجزیه اسم و فعل

همانطور كه در قبل ذكر شد برای اسم و فعل حركات و علائم خاصی وجود دارد كه از طریق آنها می‌توان این دو كلمه را از هم تمییز داد.

هرگاه علامتهای تنوین( ً‌  ٌ ٍ ) و حركت جرّ بر روی آخرین حرف كلمه‌ای قرار بگیرد و یا دارای الف و لام(اَلْ) باشد آن كلمه اسم خواهد بود. مانند: الله، الرَّجُل، رسولاً، بابُ البَیْتِ، عبدُ اللهِ

هرگاه آخرین حرف كلمه‌ای به وسیله یكی از عوامل(بحث عوامل در مبحث نحو می‌باشد) مجزوم باشد آن كلمه فعل خواهد بود. مانند: قُلْ، اِضْرِبْ، لِتَعْلَمْ، لَمْ یَكُنْ، لَمْ یولَدْ

تجزیه اسم و فعل برای فراگیری زبان عربی بسیار مؤثر است و باید دانش پژوهان با سعی تمام تجزیه كلمات را بنحو احسن فرا بگیرند كه لازمه آن خوب آموختن مباحث علم صرف است.

آنچه در اینجا در مورد تجزیه گفته می‌شود جهت اطلاع از كم و كیف تجزیه است چراكه اولا تجزیه كلمات بسیار وسیعتر از این اجمال است دوم اینكه آنچه در ذیل می‌آید ممكن است برای مبتدی كمی ناآشنا باشد اما با پیگیری این مباحث كاملا با آن انس خواهد گرفت.

تجزیه در اصطلاح علم صرف عبارت است از مجموعه اشتقاق و شكلهای مختلف یك كلمه كه دارای معیارهای خاص خود است و باید آن معیارها را با كلمه مورد نظر تطبیق داد.

تجزیه اسم

معیارهای تجزیه اسم عبارتند از:

1_ نوع كلمه(اسم، فعل، حرف)

2_ نوع اسم(منظور نامی است كه علمای علم صرف برای اسم مورد نظر تعیین كرده‌اند مانند: اسم اشاره، ضمیر، اسم آلت، اسم جنس و...)

3_ تعداد(مفرد، مثنی، جمع)

4_ جنس(مذكر یا مؤنث)

5_ معرب یا مبنی: هر اسمی كه حركت حرف آخر آن در اثر عامل تغییر نماید به آن اسم معرب گفته می‌شود مانند: جاءَ الرَجُلُ، رَأیْتُ الرَجُلَ، نَظَرْتُ الی الرَجُلِ با توجه به مثال حركت حرف لام در كلمه الرجل تغییر كرده است، پس این كلمه معرب است.

هرگاه در اثر عامل حرف آخر اسم  تغییر نكند و در ظاهر آن تغییری حاصل نگردد به آن اسم مبنی گفته می‌شود مانند: یَنَْفَعُ ذالِكَ، رَأیْتُ ذالِكَ، نَظَرْتُ الی ذالِكَ با توجه به مثال حركت حرف آخر كلمه ذالك تغییر نكرده است كه اصطلاحا به این نوع كلمات مبنی گفته می‌شود.

6_ نكره یا معرفه: (نكره یعنی ناشناس و معرفه یعنی شناخته‌شده) بطور كلی همه اسماء مبنی معرفه هستند و در اسم‌های معرب تنوین علامت نكره بودن اسم است و الف و لام در ابتدای اسم نشانه معرفه بودن آن اسم می‌باشد.

7_ متصرف یا غیر متصرف: به اسمی متصرف گفته ‌می‌شود كه دارای مشتقات و شكلهای مختلف از یك ریشه باشد، به گفته دیگر هرگاه از ریشه اسمی بتوان؛ مفرد، مثنی، جمع، نسبة الیه و كوچك نمودن ساخت آن اسم متصرف است. مانند: الْبَیْت(خانه) الْبَیْتان(دو خانه) الْبُیوت(خانه‌ها) الْبَیْتیّ(خانه‌ای) الْبُیَیْت(خانه كوچك) و غیر متصرف آن اسمی است كه فقط یك شكل دارد مانند: مَنْ(كسی كه) هُوَ، ها، عِنْدَ، ذالِكَ كه همیشه به یك صورت ظاهر می‌شوند.

8_ جامد یا مشتق: مشتق عبارت از آن اسمی است كه از ریشه فعلی ساخته شده باشد و دارای وزن مشخص باشد در اینجا فقط وزنهای مشتقات را نام می‌بریم(اسم فاعل-فاعل-، اسم مفعول-مفعول-، صفت مشبّهه-فَعیل-، صیغه مبالغه-فَعّال، فَعول، فِعال-، افعل تفضیل-اَفْعَل-، مصدر-از طریق كتب لغت قابل شناسایی است-، اسم زمان و مكان-مِفْعَل، مَفْعِل-، اسم آلت-مِفْعال- و اسم فعل-به كتب لغت مراجعه شود-).



[ چهارشنبه 14 بهمن 1388 - 06:51 ب.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| احمد چراغی ] [] [+]